یوسف گمگشته باز آید به کنعان خوب که چی؟

جولای 28th, 2008

دومین نسخه پادکستم.

توی این پست راجع به برگشتن پدر و مادرم صحبت کردم و 15 روز تنهایی، راجع به بازی Trackmania و راجع به قطع برق !

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

پادکست من

جولای 26th, 2008

این اولین پست صوتی منه. دوست دارم نظرتون رو از نظر فنی یا در هر مورد دیگه بدونم. روی دکمه play کلیک کنید… به پادکست من خوش آمدید !

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

تجربه کارتینگ

جولای 26th, 2008

دیشب با دو تا از دوستان رفتیم پیست کارتینگ آزادی. دفعه اول بود که میرفتم اونجا. محیطش به نسبت باحال بود و دوستان مقادیری داف چریدند. (از همین جا به دوست جون سلام میکنم !)

اینجوریه که یه عده خودشون کارت (از همین ماشینا) دارن و حرفه ای هستن و … و یه عده مثل من هم هستن که کارت ندارن و از سرویس رنتال پیست استفاده می کنن. یعنی میری بلیط میخری بعد منتظر میشی که نوبتت بشه. بهت کلاه کاسکت میدن و یه چیزی که بسته میشه دور گردن بعدشم پا رو میذاری رو گاز و میزنی به چاک جاده…

با اینکه دفعه اولی بود که سوار کارت می شدم، همه رو سوسک کردم :دی . بسی حال برده شد.

راجع به قیمتش هم باید بگم که قیمت ثابتی نداره و در روز های مختلف و ساعت های مختلف، قیمت استفاده از سرویس رنتال متفاوته. از 4500 تا 7500 تومن.

البته خیلی ها هم میان اونجا و فقط نگاه میکنن که اونم به هر حال خالی از لطف نیست و از اونجا که عزیزان فاطما کماندو حضور کمرنگی دارن، اونجا به یه مکان تفریحی ورزشی خوب تبدیل شده که برای گذروندن عصر روز تعطیل میتونه گزینه خوبی باشه.

برای سیر کردن شکم هم یه رستوران داره که بهش نمره خوبی نمیدم اما به هر حال یه ساندویچ میشه ازش خرید و معده رو پر کرد.

+لینک های مرتبط:
کارتینگ در ویکیپدیا

بعد از ظهر سگی

جولای 25th, 2008

امروز از اون روزاس ! صبح که پا شدم سرحال بودم حسابی، دوش گرفتم مفصل و در حال سوت زدن صورتم رو اصلاح کردم. صبحونه رو هم تپل خوردم. اومدم که بیام دفتر، دیدم ماشین همسایه راهمو بسته و نمیتونم از پارکینگ بیام بیرون. این اولیش (اسمایل دندون قروچه). گفتم بی خیال روزم رو خراب نکنم. با تاکسی اومدم. اومدم دفتر دیدم چیلر ها خاموشه گررررررررررررررررررم ! اینم دومیش. طبق معمول گرسنم شد. زنگ زدم یه چیزی بیارن زهر مار کنیم، نشد. یا تعطیل بودن یا غذاشون تموم شده بود … (سومیش!)

حالا بقیه اش رو هم اینطوری پیش بینی میکنم :
عصری باید برم خونه پسر خالم بیمه نامه جدیدی که صادر کرده بگیرم و قبلی رو تحویل بدم. ماشینم ندارم. تو گرما کلی بدبختی میکشم. بعدشم میرم خونه خسته و کوفته یحتمل برق میره. باز از گرسنگی به زمین و زمان فحش میدم. بعدم که تی وی حتما سخنرانی جدید مستر پرزیدنت رو نشون میده در جمع مردم صمیمی شاسگولاخ تپه. تا صبح فردا هم باید با پشه ها کلنجار برم… و زندگی همچنان سگی است.

سلام جهان!

جولای 22nd, 2008

سلام
این اولین پست از وبلاگ شخصی منه. اینجا علاوه بر پست های نوشتاری پست های صوتی هم خواهم گذاشت. اولین نمونه از پست های صوتی رو یکی دو روز آینده آپلود خواهم کرد.

اگر در قالب وبلاگ اشکالاتی مشاهده می کنید، اشکالی نداره. اصلاحش می کنم به زودی.

منتظر تبریکات صمیمانه شما هستم :دی