بعد از ظهر سگی

امروز از اون روزاس ! صبح که پا شدم سرحال بودم حسابی، دوش گرفتم مفصل و در حال سوت زدن صورتم رو اصلاح کردم. صبحونه رو هم تپل خوردم. اومدم که بیام دفتر، دیدم ماشین همسایه راهمو بسته و نمیتونم از پارکینگ بیام بیرون. این اولیش (اسمایل دندون قروچه). گفتم بی خیال روزم رو خراب نکنم. با تاکسی اومدم. اومدم دفتر دیدم چیلر ها خاموشه گررررررررررررررررررم ! اینم دومیش. طبق معمول گرسنم شد. زنگ زدم یه چیزی بیارن زهر مار کنیم، نشد. یا تعطیل بودن یا غذاشون تموم شده بود … (سومیش!)

حالا بقیه اش رو هم اینطوری پیش بینی میکنم :
عصری باید برم خونه پسر خالم بیمه نامه جدیدی که صادر کرده بگیرم و قبلی رو تحویل بدم. ماشینم ندارم. تو گرما کلی بدبختی میکشم. بعدشم میرم خونه خسته و کوفته یحتمل برق میره. باز از گرسنگی به زمین و زمان فحش میدم. بعدم که تی وی حتما سخنرانی جدید مستر پرزیدنت رو نشون میده در جمع مردم صمیمی شاسگولاخ تپه. تا صبح فردا هم باید با پشه ها کلنجار برم… و زندگی همچنان سگی است.

برچسب ها: ، ،

نوشتن یک نظر