پادکست یازدهم: ماه رمضان و ولگشت با صبا
در این نسخه از پادکستم در مورد دوستم صبا صحبت کردم،خودشم هست و صداش شنیده میشه. راجع به غذای گیلکی و رستوران گیلانه هم گفتم و یه کمی هم در مورد ماه رمضون حرف زدیم و شعر خوندیم.
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
برچسب ها: آش، اشبل، افطاری، باقالی قاتوق، بام تهران، بانجی جامپینگ، حسام، رستوران، رشت، رمضان، زولبیا بامیه، شاعری کردی بسوزد جگرت، شله زرد، صبا، غذا، موذن زاده اردبیلی، میرزا قاسمی، نون سنگک، کباب، گوشی، گیلانه
سپتامبر 9th, 2008 در زمان 1:26 ب.ظ
ماشاللا، چقدر خوردین!!!
البته نوش جان، ما که بخیل نیستیم.
سپتامبر 10th, 2008 در زمان 12:25 ق.ظ
خیلی باحال بود
دمت گرم
این صبا رو قشنگ توصیف کردی
بیچاره واقعا گناهی نداره
خب اشتباه خانوادش بوده!
سپتامبر 11th, 2008 در زمان 10:32 ق.ظ
واقعا دمت گرم امیدوارم که همیشه شاد و خندون باشی
من یه سئوال برام پیش اومد فقط
مگه صبا اسم پسره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سپتامبر 11th, 2008 در زمان 1:28 ب.ظ
سلام حميد جان ببخشيد مگه صبا اسم دختر نيست؟

سپتامبر 11th, 2008 در زمان 1:29 ب.ظ
جدا از شوخي بازم هم حال كردم با پادكستت.دمت جيز.
سپتامبر 13th, 2008 در زمان 3:25 ق.ظ
آقا خیلی خوب بود؛ اما چراانقدر با تاخیر؟!
سپتامبر 13th, 2008 در زمان 11:28 ق.ظ
:)) ما هم یه صبا داشتیم، البته مهرنوش هم داریم!
سپتامبر 14th, 2008 در زمان 7:04 ق.ظ
سلام علیکم،دلم تنگ شد حاجی! بپاچیم بیرون!!!!